هفت اصل زندگی زناشویی کارآمد
می 5, 2021
نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر
می 5, 2021

اشتغال زنان

زنان شاغل

 بنا به نظرآقای دکتر پیرایش، اشتغال زنان از ساختار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جامعه و نظام شخصیتی خود زنان تاثیر می پذیرد. چنانچه کشوری بخواهد مسیررشد و توسعه را در پیش گرفته و مشکلات را در این راه از پیش پا بردارد باید به موانع اشتغال زنان توجه نماید این موانع که طیف وسیعی از موانع فیزیولوژیکی، شخصیتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را در بر می گیرد شرایط خاصی را در اشتغال زنان به خصوص در کشورهای جهان سوم ایجاد نموده است .

در این کشورها که اقتصادشان مبتنی بر کشاورزی بود مدت زیادی نیست که صنایع جدید در شهرهای آنها رشد نموده و زنان از دیر باز در فعالیت کشاورزی در کنار سایر فعالیتهای خانه به دامداری کشت دانه پرورش حیوانات و طیور درختکاری تهیه میوه و سبزیجات و سایر مایحتاج خانواده مشغول بودند. ولی با این همه فعالیت چون مزد دریافت نمی کنند تولید آنها در درآمد ملی محاسبه نمی گردید با رشد صنایع در شهرها شرایط جدید اشتغال مزد بگیری به وجود آمد . این شرایط گاهی متناسب با وضعیت فیزیولوژکی زنان نبود. ولی این تنها راه بود، برای رشد آنان در جهت کسب درجات عالی تر موانع اجتماعی وجود دارد . آموزش که از مسایل مهم رشد و توسعه است، به واسطه بعضی موانع فرهنگی برای زنان اهمیت داده نمی شود. مانند بزرگ نمودن تفاوت های جسمی که این امر منشا تفاوت های روانی شخصیتی گشته و از طریق جامعه پذیری در الگوهای رفتاری موثر واقع می شود و خانواده را به سوی عدم سرمایه گذاری آموزشی برای دختران سوق می دهد دختران از ابتدا با این تبعیض ها میان خود و برادران شان روبه رو شده و کم کم خود نیز این باور را تثبیت می نمایند. که تفاوت های اساسی با پسران دارند لذا از امکانات کمتری باید بهره ببرند .

بنابراین انگیزه دستیابی به سطوح بالاتر آموزشی را از دست می دهند و با توجه به این وظیفه اصلی آنها مادری – همسری تلقی می شود. وقتی مشکلات ترکیب نقش ها در داخل و خارج خانه را رها می کنند یا به بعضی مشاغل خاص گرایش پیدا می کنند.

مطالعات و بررسی ها نشان می دهد هنوز افراد چه مرد و زن در پذیرش نقش های جدید زنان تردید دارند. بسیاری از زنان اظهار می دارند که در تربیت نقش های خود در خانه و اشتغال بیرون از خانه دچار تضاد می شوند و چنانچه حمایت کافی از آنان نشود ناچار کار بیرون از خانه را رها می کنند. اشتغال مادر به خودی خود نمی تواند عامل موجر مشکلات رفتاری در فرزندان و یا بروز مسائلی در محیط خانه شود. برخی از محققین از آن به عنوان عاملی که حس مسئولیت پذیری و انجام امور خانه را در فرزندان این مادران تقویت می کند یاد نموده اند . اصل مهم این است که مادر چه خانه دار وچه شاغل باید از زندگی خود لذت ببرند و این موضوع است که بر خشنودی اعضا و ثبات و سازگاری در محیط خانه تاثیر می گذارد. در صورتی که کار برای مادر فشار آور باشد و به جای احساس کمال و افتخار  موجب نا خرسندی او گردد ، می تواند بروز مشکلاتی را در رابطه با همسر و فرزندان و یا ارتباطات اجتماعی وی سبب شود.

بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که در ارتباط با اشتغال و جلب مشارکت زنان در جامعه کنونی ما هنوز در بسیاری از موارد با موانع و تنگناهای زیادی مواجه هستیم و این موانع راه را برای حضور فعال زنان در عرصه های مختلف اقتصادی اجتماعی در جامعه ناهموار کرده و موجب شده تا جامعه امروز ما از بهره برداری بهینه از نیروی کار بخش عظیمی از جامعه محروم بماند برای رفع این تنگناها و موانع می بایست موارد ذیل مورد توجه قرار گیرد.

  1. مقابله با بینش مبتنی بر عدم به کارگیری زنان در مشاغل مختلف
  2. تجدید نظر اساسی در محتوای کتب درسی مدارس در زمینه تاکید بر نقش در مشاغل گوناگون
  3. ارائه الگوهای شغلی مختلف برای زنان و دختران جامعه
  4. تاکید بر به کارگیری رسانه های گروهی در زمینه تغییر باورها و نگرش های موجود در زمینه اشتغال زنان
  5. گسترش طرح های خود اشتغالی زنان
  6. ایجاد ورراه اندازی تشکل های مناسب زنان در سطح جامعه و سازمان ها 
  7. ایجاد نهادهای حمایت کننده و معین برای حمایت از حقوق زنان در کلیه ابعاد
  8. ایجاد کانون های لازم جهت آموزش فنی – حرفه ای زنان و ارتقاء سطح مهارت و دانش فنی آنها
  9. تشویق و ترغیب زنان نمونه و موفق در فعالیت های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و …
  10. ارتقاء سطح آگاهی زنان نسبت به حقوق خویش در جامعه و همچنین مطلع ساختن آنها از قانون کار و مزایای مختلف آن

از آن جا که زنان به اقتضای شرایط خود ناچار به ایفای نقش شغلی خود به صورت تواندی هستند به هنگام ضرورت از مرخصی های لازم یا کار نیمه وقت و …. برخوردار گردند و این عوامل منجر نشوند که انان نسبت به از دست دادن شغل خود نگرانی داشته باشند و یا انکه باعث شود به طور کلی شغل خود را از دست بدهند.

تقسیم متوازن قدرت در خانواده ها و اشتغال زنان در زمینه های نیاز به روابط اجتماعی در درون خانواده ها راتا حدودی دگرگون می سازد به طوری که با در نظر گرفتن اهمیت مسائل اقتصادی و لزوم اشتغال از یک طرف و تمایل به شکستن حصار نقش های سنتی خانوادگی از طرف دیگر در نهایت پذیرش عدم حضور تمام وقت در محیط خانه را برای زنان آسان تر می سازد در چنین وضعیتی باید تعاریف نقش ها و به طور کلی جایگاه اشتغال زنان به درستی صورت گرفته و از کانال های شخصی از  طریق مکانیسم های جامعه پذیری در جامعه  اعمال گردد. همچنانکه تصمیم گیری های مشترک خانوادگی به وسیله زن و شوهر از سوی شوهران مورد پذیرش قرار گرفته است.

تمهیدات دولت جهت زنان شاغل و سهل نمودن شرایط کاری آنان و اشتغال آنان به کارهای تخصصی با دستمزد بالا و امکانات رفاهی بیشتر مشوق آنان به کار خواهد بود آشنا ساختن خانواده ها به تقسیم کار در داخل خانواده و مسئولیت پذیری  اعضا و از سویی تشکیل موسسات و سازمانهایی که خدمات خانگی را ارائه دهند باعث می گردد زنان مشغله کمتری داشته باشند و به کارهای اساسی تر بپردازند بدین طریق از این نیروی عظیم در جهت رشد و توسعه کشور بهره برداری بیشتری عاید گردد.

  • زنان خانه دار

به اعتقاد آقای دکتر پیرایش،برای بسیاری از زنان بزرگسال نقش های همسری و مادری مهم تلقی می شوند واقعیت این است که رابطه بین ارواح و سازگاری زنان پیچیده است. مثلا عارضه افسردگی در میان زنانی که مشکلات زناشویی دارند در قیاس با زنان سازگار بیشتر می باشد

اولکی جامعه شناس، درباره کار خانگی زنان تحقیقی انجام داده که قابل توجه می باشد علی رقم این که اکثریت افراد جاعمه کار خانگی را بی اهمیت می دانند زنان خانه دار این نوع کار را ارزشمند بر می شمارند در این ارتباط اکثریت اعضای جامعه برای دیدگاه خویش به استدلال های زیر متوسل می شوند:

  1. زنان به داخل خانه تعلق دارند و کار بیرون مربوط به مردان است.
  2. بر اساس استدلال فوق مردان کار می کنند و زنان کار انجام نمی دهند.
  3. پس کارهای منزل آن چنان کاری قلمداد نمی شوند.

اولکی می گوید که کارهای منزل همسنگ با کارهای دیگر است لیکن تفاوتش در این است که اجرتی برای آن پرداخت نمی شود این جامعه شناس معتقد است که این کار آکنده از احساسات متفاوت می باشد لیکن احساس غالب زنان این است که این نوع کار آکنده از احساسات متفاوت می باشد لیکن احساس غالب زنان این است که این نوع کار راضی کننده نمی باشد فرضا 70% زنان خانه دار بریتانیایی دل خوشی از موقعیت خویش نداشته و دلایلشان این بود که کاری یکنواخت پیوسته و بدون ساخت بوده و عمدتا احساس دلمردگی می کنند. یک زن خانه دار به طور متوسط 77 ساعت را در هفته به کارهای منزل اختصاص می دهد. تکراری بودن کارهای خانه عامل عمده دلزدگی زنان است این گروه از زنان تنها حسن چنین کاری را این می دانستند که رئیس خودشان بوده و نیازی ندارند که به امر و نهی های یک رئیس رسمی پاسخ دهند ، این در حالی است که زنان کارمند باید وظایف محول شده را به نحو احسن انجام داده و در برابر اعمال خویش به بالا دستان و کارفرمایان خود پاسخ گو باشند نکته دیگری که در این بررسی روشن بود این که زنانی که در گذشته کارهای موفقی داشتند در موقعیت فعلی شان دلمرده تر بودند جان کلام اینکه اگرچه به طور کلی ازدواج و شغل گزینی زن از عوامل مهم سازگاری تلقی می شود با این وجود، وظایف مادری، همراه با فشارهای روانی است وظایف مادری چنان بر اساس فرهنگ جامعه الزامی است که فشار های حاصل از این امر کاملا نادیده گرفته می شود . آمار و ارقام حاکی از این است که 90% زنان متاهل دست کم یک بچه به دنیا آورده اند.در هر صورت بچه دار شدن و یا نشدن یک زن تابع چند عامل است . چنانچه دختر جوان با مادرش همانند سازی کرده باشد و مادرش مهر و محبت چشمگیری به فرزندانش داشته و دیدگاه های  ضد فمینیستی نیز نداشته باشد . دختر از بچه دار شدن استقبال می کند. به علاوه چنانچه دختر جوان متعلق به خانواده شلوغ و پراولاد باشد میل بچه خواهی او به مراتب بیشتر از دختری است که همشیرهای زیادی نداشته است.  نکته دیگری که از برخی مطالعات بدست آمده نمایان این است که زنان استقلال گرا و موفقیت مدار آگاهانه از بچه دار شدن خودداری کرده و حتی المقدور این امر را به تعویق می اندازند . تا لطمه ای به اهداف عالی آنها وارد نشود.

  • تعارض بین نقش های شغلی و نقش های زوج ها در خانه

تعریف های رفتاری تعارض بین نقش های شغلی و نقش های زوج ها در خانه به شرح زیر می باشند .

  1. تصور یکی از زوج ها مبنی بر جایی نداشتن خود یا خانواده اش در زندگی زوج دیگر ، به علت تمرکز بیش از حد او بر علایق شغلی خود.
  2. مجادله یک یا هر دو زوج در خصوص عدم مشارکت مسئولانه یکی از آنها در زندگی خانواده اداره خانه یا کار.
  3. تعارض در مورد اختصاص دادن زمان خاصی به کار ، وظایف خانه و نقش های عادی روزانه
  4. جر و بحث در بین زوج ها راجع به عدم توازن نقش ها.
  5. مشکلات عینی در زمینه اجرای انتظارات نقش.
  6. بی نظمی یا کمبود زمان در اجرای مسئولیت های کلیدی.

راه حل های پیشنهادی برای کاهش تعارض :

  1. تحقق مسئولیت های اصلی شغلی ارتباطی خانوادگی به شیوه ای مورد توافق طرفین.
  2. ایجاد توازن رضایت بخش در بین تقاضاهای رقابت گونه کار و خانواده.
  3. روشن کردن ارزش های زندگی و اختصاص دادن وقت به آن ها.
  4. اختصاص وقت یکسان به ارزش های مورد اعتقاد.
  5. افزایش تحمیل و همدلی در برابر تلاش های زوج دیگر برای حل تعارض های موجود در الزامات نقش.
  6. تغییرات افکار و رفتارهایی که باعث اختلاف می شوند و یا از تلاش صمیمانه برای حل اختلاف جلوگیری می کند (الیدی، به نقل از کیمیایی و یاقریان نژاد، 1384).
  • نکات مثبت و منفی کار کردن زن

آقای دکتر پیرایش این نکات را این گونه بیان می کند.

الف : نکات مثبت کار کردن زن :

  1. شغل و کار موجب می شود که زن از آگاهی های اجتماعی برخوردار شود و از جهات اجتماعی و فکری با کسب اطلاعات عمومی به روند تکاملی خود ادامه دهد و با مدد خود هماهنگی لازم را داشته باشد.
  2. شغل و کار در تربیت فرزندان از جهات شناخت های اجتماعی و همفکری با شوهر خود  در اداره زندگی عاملی است موثر و مفید.
  3. شغل و کار موجب می شود که زن از موقعیت های گوناگون اجتماعی مشکلات روزمره جامعه نحوه کسب درآمد و مشکلاتی که مرد در خارج از منزل برای تامین هزینه زندگی تحمل می کند آگاهی یابد و در موارد لازم با شوهر خود همراهی لازم را به عمل آورد.
  4. با تکیه بر احتمالات و این که ممکن است مرد فوت کند و یا دچار نوعی معلولیت شود شغل و کار زن می تواند پشتوانه ای برای آینده زندگی باشد.
  5. شغل زن و درآمد او در بسیاری از موارد که مرد به تنهایی قادر به تامین هزینه زندگی نیست می تواند کمکی برای آسایش بیشتر خانواده باشد البته آن هم در صورتی که زن رضایت داشته باشد.
  6. با تکیه بر احتمالات و این که ممکن است ازدواج به جدایی بیانجامد شغل و کار زن و درآمد او موجب می شود که با اطمینان خاطر بیشتر زندگی کند.
  7. بسیاری از خانم ها معتقدند که باید استقلال مادی داشته باشند تا به لحاظ مادیات دست نیاز به سوی شوهر خود دراز نکند و یا اینکه شوهر به دلیل نیازهای مادی نتواند زور بگوید و همسر خود را استثمار کند.

ب – نکات منفی کار کردن زن :

  1. در مواردی دیده می شود که کارکردن زن موجب بروز حالت رقابت جویی با شوهر خود می شود تا آن جا که حاضر به قبول مسئولیت های خود نیست.
  2. ممکن است درآمد خود را صرف هزینه هایی کند که برای حفظ ظاهر خود در محیط کار و یا رقابت با همکاران خود الزامی می داند که در این صورت احتمال دارد موارد اساسی زندگی را فراموش کند .
  3. احتمال دارد که کار کردن زن به دلیل خستگی ناشی از انجام کار و یا به هر دلیل دیگر موجب می شود که وظایف حساس و مادرانه خود را فراموش کند.
  4. علاقه مندی بیش از حد به جمع آوری ثروت و بروز شکاف با شوهر خود و فاصله گرفتن از زندگی مشترک.
  5. ضربه پذیرتر بودن زن در بعضی از مشاغل می تواند موجب بروز حوادث و خطرات جسمی ، بیماری،  معلولیت های گوناگون و در نهایت فوت شود.