چگونه قبل از ازدواج، احتمال طلاق را کاهش دهیم؟
می 10, 2021
عوامل استحکام و پایداری زندگی مشترک
می 10, 2021

اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی کوتاه مدت (SRCT) بر کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی، تغییر الگوهای ارتباطی و کاهش نارسایی هیجانی زوجین متعارض

     هدف اصلی ازدواج، ارتباط است. ارتباط به زن و شوهر این امکان را می­دهد که با یکدیگر به  بحث و تبادل نظر بپردازند و از نیاز­های یکدیگر آگاهی پیدا کنند . به تحقق پیوستن اهداف ازدواج پس از برقراری رابطه زناشویی، موجب احساس رضایت و خوشبختی فرد می­شود ، اما گاهی ممکن است که بسیاری از عوامل دست به دست یکدیگر داده و با هم ترکیب شوند و موجبات ایجاد بسیاری از مشکلات و تضاد­ها در روابط زوج­ها شوند،  گاهی رفع این تضادها از راه اعمال خشونت امکان ­پذیر می­گردد و ابعاد مختلف خشونت با برهم زدن تعادل خانواده و ایجاد فاصله بین زن و شوهر منجر به ایجاد تعارض می­شود. بسیاری از اختلال­های روانپزشکی از جمله اختلال­های جسمانی، شناختی، رفتاری و استرس تحت ثأثیر آشفتگی زناشویی و روابط بین فردی آشفته به وجود می­ آید.عدم حل اختلافات و درگیری­های زناشویی، باعث می­شود که در دوره­ های بازگشت این اختلافات زناشویی، مشکلات حل نشده خود را با شدت بیشتری نشان دهد و بسیاری از زوج­ها حتی نمی ­دانند اکثر راهبردهایی که برای مقابله با تعارضات زناشویی استفاده می­کنند، به نوعی همراه با خشونت فیزیکی و به خصوص خشونت عاطفی است.

خشونت و پرخاشگری زناشویی به این دلیل که در حریم خصوصی افراد اتفاق می­افتد از خشونت­های دیگر متمایز است . خشونت و پرخاشگری زناشویی می­تواند جسمانی، جنسی، هیجانی و یا روان­شناختی باشد .

پرخاشگری هم به صورت واکنش آشکار همراه با درگیری فیزیکی یا لفظی بروز می­کند و هم به صورت پنهان با مخفی کردن علائم ظاهری، در درون افراد شکل می­گیرد .

پرخاشگری ارتباطی پنهان می­تواند به دو شکل در روابط عاشقانه بین زوجین برقرار شود، یکی به صورت خودداری از محبت ورزیدن و صمیمیت جنسی که کناره­گیری عاطفی نامیده می­شود ، یا به صورت خراب کردن وجهه اجتماعی از طریق بدگویی، شایعه پراکنی، در میان گذاشتن اطلاعات خصوصی همسر با دیگران یا فراهم کردن امکان دخالت دیگران در جریان بحث­ها و مشاجرات، خود را نشان دهد.

خشونت زناشویی به عنوان شاخصی در تقابل با روابط زناشویی با دامنه گسترده­ای از مسائل چون افت سلامت روانی و بروز افسردگی در اعضای خانواده همراه است.

تحقیقات نشان داد بین خشونت خانگی و الگو­های ارتباطی رابطه وجود دارد. یکی دیگر از عوامل بین فردی مؤثر در زندگی زناشویی مهارت در روابط بین فردی است.

به طور کلی مهارت­های ارتباطی زوجین عامل موثری در بقاء روابط زناشویی سالم و سازنده در زوجین می­باشد.

 در صورت شکل­ گیری الگوهای ارتباطی معیوب، همسران حمایت خود را از یکدیگر برداشته، برای ارضای نیاز یکدیگر تلاش چندانی مبذول نمی­دارند و سرانجام مشکلات زناشویی و نارضایتی آنان افزایش می­یابد .

در تحقیقاتی که مشکلات ارتباطی بین زوج­ها را بررسی کرده­اند، شایع­ترین مسائل مورد بررسی عبارت بودند از: ناتوانی همسران در درک دیدگاه یکدیگر، متهم ساختن، انتقاد کردن و تحقیر توسط شریک زندگی که این تعارضات به طورکلی با چهار روش پاسخ داده می­شود: اطاعت، مصالحه، کناره­گیری و عقب نشینی .

کریستنسن و سالاوی، الگوهای ارتباطی زوجین را به سه دسته الگوی سازنده متقابل، الگوی اجتناب متقابل و الگوی توقع/کناره گیر تقسیم کرده­ اند .

در پژوهشی با هدف پیش بینی راهبرد­های تنظیم شناختی هیجان براساس فرایند­های ارتباطی خانواده، نشان دادند افراد دارای فرایند­های مطلوب ارتباطی بیش­تر از راهبرد­های مثبت و افراد دارای فرایند­های نامطلوب بیش­تر از راهبرد­های منفی استفاده می­کنند.

براساس گزارش پژوهش­های انجام شده یکی از عوامل مؤثر در بروز تعارضات زناشویی ناگویی هیجانات و مشکل در تنظیم هیجانات است .

آگاهی هیجانی ضعیف چندین دهه مورد مطالعه قرار گرفته است و به عنوان ناگویی طبعیشناخته شده است . افراد مبتلا به ناگویی طبعی به دلیل ضعف در مهارت­های ارتباطی و تنظیم هیجانی قادر به برقراری رابطه عمیق و رضایت بخش با دیگران نیستند . به عبارتی افرادی که توانایی شناخت احساسات خود را دارند و حالت­های هیجانی خود را به گونه مؤثری ابراز می­کنند، بهتر می­توانند با مشکلات زندگی روبه رو شوند و در سازگاری با محیط و دیگران موفق­ترند. در مقابل افراد مبتلا به ناگویی طبعی به دلیل نارسایی در شناسایی و تنظیم هیجان­ها، در فرایند پردازش شناختی، ادراک و ارزشیابی هیجان­ها، دچار آشفتگی و درماندگی شده، چون همواره در بیان، هیجان­ها، احساسات و خواسته­های درونی خود با مشکل مواجه هستند و همین عدم بیان خواسته ­ها و احساسات درونی مانع از آن خواهد شد که همسران بتوانند به هم نزدیک شده و از مسائل هم مطلع گشته، در نتیجه روابط مشترک زوجین دچار تعارض، دلزدگی زناشویی و نقص در روابط صمیمی می­شود

نتایج تحقیقات نشان می­دهد ضعف در تنظیم هیجانات منفی می­تواند منجر به افزایش تعارضات زناشویی و کاهش رضایت زناشویی شود .

رویکردهای درمانی مختلفی به منظور کاهش مشکلات زناشویی زوج­ها مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از رویکرد­های مطرح در حیطه زوج­درمانی، رویکرد زوج ­درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی (SRCT) است

هالفورد (۲۰۰۱) زوج ­درمانی مبتنی بر خود نظم ­بخشی را از ترکیب رویکرد­های شناختی رفتاری، عاطفه مدار و بینش مدار، به منظور دستیابی به تغییر در رابطه ابداع کرد.

در این درمان اولین موضوع، تمرکز و تعامل زوجین و ارزیابی نقاط قوت و نقاط ضعف رابطه می­باشد که به عنوان منبع آگاهی از مشکلات و یا موفقیت­ها در روابط زناشویی است و خود­تغییری زوجین از آن ناشی می­شود .

محتوای اساسی زوج­ درمانی مبتنی بر خود نظ م­بخشی، این است که خود زوجین، نه درمانگر، تغییرات طولانی مدتی را در رابطه زناشویی خویش ایجاد می­کنند. تأکید این زوج ­درمانی بر این است که زوجین صلاحیت­ های بیشتری برای تغییر الگو­های رفتاری، شناختی و هیجانی به دست آورند.

خودگردانی، درون بافت رابطه، به این موضوع اشاره دارد که زوجین به فرایند­های تغییر خود می­پردازند تا رضایت­مندی و استحکام رابطه خود را افزایش دهند .

اثربخشی زوج درمانی تلفیقی مبتنی بر خودتنظیم­گری- دلبستگی و زوج­درمانی مبتنی بر خودنظم بخشی کوتاه مدت را بر کاهش تعارضات زناشویی نشان داده­اند.

بسیاری از ازدواج ­ها و روابط زناشویی ناموفق وجود دارند که همسران به دلایل گوناگون طلاق نمی­گیرند، از این­رو زوج ­درمانی راهی است برای حل کردن این مشکلات و کشمکش ­های زوج­هایی که خود به تنهایی قادر به حل مشکلاتشان نیستند

هرچند فراتحلیل­ ها تأیید می­کنند که درمان­های مختلف برای آشفتگی زوجی از نظر آماری و بالینی پیامد­های معناداری ایجاد می­کنند، اما یافته­ های پژوهشی دیگری نشان می­دهند که درصد زیادی از زوجین در بهره وری از آن­ها شکست می­خورند یا مدتی پس از درمان­های رایج بدتر می­شوند.

بر این اساس لازم است پژوهش­ های کاربردی زوج ­درمانی و راهکارهایی برای افزایش رضایت زناشویی و کاهش تعارضات صورت گیرد تا در آینده از پیامد­های نامطلوب روانی- اجتماعی طلاق و آشفتگی زناشویی بر روی خانواده­های ایرانی و فرزندان آن­ها پیشگیری گردد.

هدف از انجام پژوهش بررسی اثربخشی زوج­درمانی مبتنی بر خود­نظم­بخشی کوتاه مدت (SRCT) بر کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی، تغییر الگوهای ارتباطی و کاهش نارسایی هیجانی زوجین متعارض بود.

نتایج نشان داد که زوج­درمانی مبتنی بر خودنظم بخشی کوتاه مدت (SRCT) بر کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی، تغییر الگوهای ارتباطی و کاهش نارسایی هیجانی زوجین متعارض تأثیر معناداری دارد.

  در نتیجه اثربخشی زوج ­درمانی مبتنی بر خودنظم ­بخشی کوتاه مدت بر کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان زناشویی و مؤلفه­ های آن، می­توان اینگونه استدلال کرد که هیجان­های منفی و ناکارآمد در ارتباط زناشویی منجر به بروز خشم و پرخاشگری می­شود، این خشم می­تواند در قالب کناره­گیری عاطفی و خراب کردن وجهه اجتماعی همسر بروز پیدا کند.

زوج ­درمانی مبتنی بر خودنظم ­بخشی با تأکید بر همدلی و شناخت نیاز­ها و مواجه با عواطف مثبت یکدیگر منجر به بروز خواسته ها و استحکام زندگی زناشویی می­شود به عبارتی نحوه بروز تفاوت سلیقه­ ها، نیاز­ها و تفاوت­ها که باعث بروز خشم و پرخاشگری می شود بیشتر درک می­شوند و نحوه تعامل، صحبت و گوش دادن بهبود می­ یابد. همچنین از جنبه دیگر می­توان گفت طرح ریزی مجدد نگرانی­های فردی از قالب خصمانه و تلاش برای توسعه روش­های همدلانه برای توصیف این نگرانی­ها باعث می­شود نگرانی ­ها به گونه­ای جمع بندی شوند که تمرکز آن­ها بیشتر بر احساسات و کمتر بر پرخاشگری و خشم نسبت به یکدیگر باشد

همچنین در نتیجه اثربخشی زوج­درمانی مبتنی بر خودنظم­بخشی کوتاه مدت بر بهبود الگوهای ارتباطی و مؤلفه های آن، می­توان

این­گونه توضیح داد که گروه زوج ­درمانی مبتنی بر خودنظم بخشی کوتاه مدت نسبت به گروه کنترل موجب افزایش الگوی ارتباطی سازنده متقابل و کاهش الگوی ارتباطی اجتنابی متقابل و الگوی ارتباطی توقع/ کناره­گیری در زوجین متعارض شده است. زوج درمانی مبتنی بر خودتنظیمی به این موضوع اشاره دارد که زوجین می­توانند رفتار خود را تنظیم کنند. آگاهی از این اندیشه می­تواند زوجین را به سمت تغییر یا بهبود جنبه­های ارتباط سوق ­دهد درمانگر به هر یک از آزمودنی­ها  کمک می­کند که مهارت­های ارتباطی خودشان را ارزیابی کنند و از اینکه چگونه این مهارت­ها روی کیفیت روابط زناشویی تأثیر می­گذارد آگاه شوند .

زوجینی که پروتکل زوج ­درمانی مبتنی بر خودنظم ­بخشی را دریافت کردند، توانسته ­اند سبک ارتباطی سازنده خود را با تمرین و تکرار تکالیف هیجانی مثل ترک موقعیت آگاهانه از محتوای افکار، فرض­ها، هیجانات جاری و علایم بدنی یا تغییر آگاهانه موقعیت و عمل آگاهانه متقابل با هیجان منفی، ارتقا بخشند و نیازها و احساسات خود را به گونه­ای فعال­تر و شفاف­تر از قبل در رابطه بیاورند. مشخصه اصلی الگوی ارتباطی توقع/ کناره­گیری پاسخ­های اجتنابی و چالش گریزی یکی از زوج­ها به موقعیت­های ارتباطی است. دور باطل تقابل هیجانی منفی باعث انفصال روانی و فیزیکی زوج­ها می­شود، اما خودافشایی هیجانی و شروع و تداوم یک ارتباط همدلانه و بدون ابهام ناشی از تنظیم هیجانی دور مثبتی را به وجود می­آورد که کیفیت ارتباط زوج را غنی­تر می­کند. الگوی ارتباطی اجتناب متقابل بدترین نوع از ارتباط زوجی است که هر دو نفر با یک موضع گیری منفعلانه به تقویت این الگوی غالب کمک می­کنند و همدلی اصلاً وجود ندارد، خودافشایی و ابراز صحیح هیجانات در ارتباط با یکدیگر بسیار ضعیف است.

خودنظمی هیجانی و تنظیم روابط نزدیک به زوجین کمک می­کند تا از علت اجتناب همدیگر آگاه شوند و از مشکل، مفهوم سازی صحیحی داشته باشند

    در نتیجه اثربخشی زوج­درمانی مبتنی بر خودنظم­بخشی کوتاه مدت بر کاهش نارسایی هیجانی و مؤلفه­های آن، می­توان اینگونه استدلال کرد که نارسایی هیجانی، معادل دشواری در خودتنظیم­گری هیجانی یا ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجان­ها است وقتی اطلاعات هیجانی نتوانند در فرایند پردازش شناختی، ادراک و ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می­شود .

هدف زوج­ درمانی مبتنی بر خود نظم­بخشی تغییر الگو­های شناخت، هیجان و رفتاراست که با مشکلات ارتباطی پیوند دارد . با بهره­ گیری از روش خودنظارتی و همچنین فهرست کردن افکار به زوجین کمک می­شود تا راهبرد­های شناختی ناکارآمد، خطا­های شناختی، تشخیص احساسات و برانگیختگی آن در هنگام بروز مشکل را شناسایی و اصلاح کنند و در فرایند بازخورد، مدل­های کارآمد رابطه مورد مذاکره قرار گیرد و اهداف مشترک از سوی زوجین مورد بررسی واقع شود که در نتیجه با ایجاد همدلی، درک درست یکدیگر، افزایش مبادله مثبت و مواجهه با عواطف مثبت یکدیگر و شناسایی درست احساسات خویش، نارسایی هیجانی کاهش می یابد.

  باتوجه به مثمرثمر بودن روش درمانی زوج­درمانی مبتنی بر خودنظم بخشی کوتاه مدت می­توان در مراکز آموزشی و مشاوره از این درمان­ برای کمک به زوج­های متعارض و متقاضی طلاق بهره برد.